تاثیر مینیمال و اثرگذاری مینیمالیسم
تاثیر مینیمال و اثرگذاری مینیمالیسم
معین نیوز_نادر معصومی/بار دیگر در پایان به آغاز پرسش و چرایی ساده‌گرایی در مینیمال می‌رسیم، آیا تا کنون فکر کرده ایم که چرا پاره ای از محصولات هنری و آثار فرهنگی با کمترین جزئیات بیشترین و عمیق‌ترین احساس‌ها را بازتاب می‌دهند و به ما به عنوان یک مخاطب منتقل میشوند؟

به درستی مینیمالیسم یعنی حذف جسورانه و البته آگاهانه هر آنچه که زائد و اضافیست و این یعنی تمرکز بر روی اصل داستان و موضوع.

در صنعت هنر سینما سکوت معنادار  و لوکیشن‌های حداقلی و خلوت در بسیاری از سکانس‌های فیلم‌های کارگردانان مولف و صاحب سبکی چون آندری تارکوفسکی سینماگر روس،ویم وندرس سینماگرآلمانی و عباس کیارستمی و سهراب شهید ثالث سینماگران ایران بعضاً و عامدانه از هزاران دیالوگ اثرگذارتر و معنا آفرینانه ترعمل می‌کنند.

همچنین در دنیای موسیقی هم سادگی ملودی‌ها ،فواصل میان نت‌ها ، ژرف‌تر از شلوغی‌های بیهوده فهم و احساس می‌گردند.

در عکاسی نیز اگر فلسفه وجودی مینیمالیسم را دریافت و درک کنیم ساده‌ترین ترکیب‌ها، عمیق‌ترین عکسها را هدیه می‌کنند. در حقیقت در این نگره و مکتب زدودن اضافات و ایجاد فضای خلوت همچنین بهره‌گیری از کمترین نشانه‌ها یا نمادها بیشترین مفهوم را متبادر می‌سازند.

اینجاست که باید دگر بار رجعتی کنیم به اینکه مینیمالیسم از کجا پیدا شد ؟ بسیاری متصورند که مینیمال صرفاً یک اصطلاح یا یک الگو ـ مد امروزی است اما غایت ماجرا مربوط می‌شود به سال‌ها پیش در همین دنیای شرق و غرب ما، خوب است آگاه باشیم در همین دوره و عصر امروزین آشفته و شلوغ و پر اضطراب مینیمالیسم تبدیل گشته به یک گزینش درست برای زیستن.

در غرب ماجرا از اوایل قرن بیستم با مدرسه معماری و هنرهای کاربردی «باو هاوس» bauhaus  در آلمان شروع گشته آنجا که نگره و شعارشان ساده سازی و حذف آشفتگی از شلوغی‌ها بود تا از این منظر فقط کارایی و کارکرد‌گرایی مهم باشد.

از او یک جمله معروف روایت می‌شود که فرم باید تابع عملکرد باشد یعنی ایده صرفا باید کارایی داشته باشد و نه تظاهر یا حشو و زواید.

در واقع این نگرش و این فضا باعث شد همه چیز گرایش پیدا کند به سادگی و کاربردی بودن آن لذا مینیمالیسم آهسته وارد معماری غرب نیز گردید.

بعدها در نیویورک در دهه ۶۰ همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد هنرمندانی مثل «دونالد جاد» با آثار ساده ،هنر را به شکلی ارائه می‌کنند که هر شخصی برداشت فردی خود را از متن داشته باشد،یعنی بدون حکایات و احساسات مغلق یا اغراق شده.

از سویی دیگر در دنیای شرق به خصوص در ژاپن و به ویژه در فلسفه ذن از مدت‌ها پیشتر روی بحث سادگی و فضای خالی تاکید می‌گشته همچون باغ‌های سنگی،هایکوها و نیز در مراسم چای که مفهوم و معنا را می‌توانیم در کمترین چیزهای آن جستجو کنیم.

سادگی در سرزمین شرق روشی است برای رسیدن به ذهن بی‌آلایش و زیستی ژرف‌تر.

از این رو به وضوح این بینش مشترک در غرب و شرق وجود دارد و پیام آن این است که سادگی یعنی ارزش درست و واقعی ، آن هم در همین نقطه و همینجا،  زیرا کمینه گرایی یعنی وفادار بودن به سادگی و همه آنچه که مهم‌ترین‌هاست.

پرسش اینجاست حال چگونه می‌توان نگاه کمینه‌گرایانه یا مینیمال را در اثر و هنرمان وارد کنیم تا با کمترین عناصر بتوانیم بیشترین تاثیرگذاری را در نزد مخاطب خویش داشته باشیم!

در انتها خالی از لطف نیست مروری کنیم به اینکه کم زیاد است اساساً چیست و به چه معناست ؟! قطعاً برخورد کرده‌ایم که پیکره نگاران به چه شیوه و چگونه کار می‌کنند و اینکه چگونه بر یک تکه سنگ ساده و بی شکل اثر می‌گذارند و عناصر اضافه را از پیکر آو می‌زدایند؟ در واقع به بیانی دیگر هر آنچه را که بر تنه آن سنگ اضافیست را می‌کاهند،آنقدر سنگ سخت را صیقل می‌دهند و می‌تراشند و از آن کم می‌کنند تا در غایت به شکلی که می‌خواهند دست یابند و این دقیقاً جوهره و فلسفه مینیمال است «کمتر، بیشتر است».

هر آینه آن زمان که افزونه‌ها را کسر می‌کنیم به چیزی والایی می‌رسیم که واقعاً ارزشمند است و آن را که آنگونه می‌خواهیم می‌توانیم بنگریم و نهایتاً حسش کنیم از این روست که سادگی همیشه با خویش باری از مفهوم حسی رها و سیال به همراه دارد چه در محیط کار یا در خانه و چه در فکر یا در ذهن و آن هنگامی است که همه شلوغی‌ها و آشفتگی‌های عظیم درونت زدوده گشته به بیرون می‌ریزد.

اساسا هرچه را در مینیمال زیست می‌کنیم یا در اندیشه آن تأمل می‌کنیم بیشتر می‌آموزیم و فرا می‌گیریم که فقط چیزهای کاملا ارزشمند را حفظ نماییم از این رو نتیجه‌اش آنی می‌شود که انسان بی پیرایه و بی آلایش در مقام آفرینشگر اثر هنری  ساده بیشتر و بیش از سایرین ارزش دنیای پیرامون را خواهد دانست.

از این منظر همواره خوشحال‌تر، شاداب‌تر و در ضمیر خویش کمال یافته‌تر است.

آری مینیمال صرفاً یک شیوه و سبک هنری نیست بلکه یک نگرش و رویکرد زیستی است.

در عکاسی مینیمالیسم نیز همین قاعده و متد وجود دارد یعنی حذف هر چیز غیر ضروری در قاب نگاه،تا اینکه به یک کادر ساده اما نافذ برسیم پس همیشه باید از خود پرسش کرد که در این میان چه چیزی مهم است چرا مهم است اساساً چرا باید حذف کرد و چه را تا به ارزش غایی رسید، نتیجه اینکه این یعنی «کمتر ،بیشتر است»

نادر معصومی

سینماگر ،عکاس و مستند پژوه