این روزها شبکه های معاند یک به یک به شکست میدانی خود در ایران اعتراف کرده اند و حتی برخی سخنان امام راحل را که فرموده بود:« آنهایی که به خارج از ایران رفتند یا دق می کنند یا دیوانه می شوند » مصداق پریشان حالی امروزشان می دانند.
این روزها دیده ابم و شنیده ایم قدرت ایمان، از جنس همان ایمانی که در شبهای عملیات ۸ سال دفاع مقدس با افتادن بر روی مین پلی میشد برای عبور همرزمانش چگونه توانست از جوانان جان بر کف مان، سپر انسانی بسازد برای خاموش کردن فتنه ی اغتشاشات دشمن.
دیدیم شبهایی که زیر سقف خانه آرامنشسته بودیم چه بدنهای نازنینی داشت می سوخت و چه تنهایی زیر تیغ و دشنه ی خائنین و عوامل اجنبی اربا اربا می شد.این روزها باورمان شد ایمانوخلوص که به میدان بیاید چه فتنه ها از سر این سرزمین مقدس دفع خواهد شد.ایمانی که پیوند خورد به سیل حضور مردم و بار دیگر به دست درازان اجنبی نشان داد آن روی سکه ی ایرانی که دستکم گرفته بودندش.
نشان داد ایران نه تنها در عرصه ی نظامی بلکه در عرصه ی میدانی نیز جوانانی دارد که می سوزند تا خاکسترشان اکسیر جاودانگی وطنشان باشد و مردمی که به یک اشاره ی پیرمرادشان سیل خروشانی به راه می اندازند که چشم دنیا را مبهوت می کند.هر چند دیر اما گاه آن است از گذر حوادث ، ضعفها را ببینیم و با شناخت آسیب ها در پی درمان برآییم.جوانان ما تشنه ی فرهنگ سازی و آگاهی اند و این بستر را متولیان فرهنگی و دینی ما باید به هزاران روش نو ، با صرف هزینه و با درایت و باریک بینی فراهم کنند چرا که دیدیم خاموش بودنمان، چراغ سبز دشمن را برایشان روشن خواهد کرد و اورا بدانجا خواهد برد که زشتی ها را زیبایی و عزت را ذلت می پندارد و نا آگاه نفت در آتش برافروخته ی دشمنی می ریزد که بیش از همه خود در آن می سوزد.
خوراک سالمِ بصیرت، نیاز جسموجان جوان امروز ماست که باید با حرکت جهادی به آن دست یافت و به موازات آن درد اقتصاد و معیشت که همچنان بهانه ی بسیاری از فریب خوردگان بوده است برای همراه شدن با موج فتنه ای که این روزها به راه افتاد.فرهنگسازی در کنار ایجاد ساز و کارهای لازم برای جوانان در عرصه ی معیشت خلایی است که دولت باید بیش از پیش برای پرکردن آن تدبیر تازه بیاندیشد تا زین پس دستاویز معاندان این آب و خاک برای رسیدن به اهداف شومشان نباشند.



















































