به گزارش معین نیوز به نقل از ایسنا، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران فقط در سنگرها و خطوط مقدم اتفاق نیفتاد؛ بخشی از این جنگ در عرصه رسانه و روایت نیز جریان داشت. خبرنگارانی که در طول هشت سال دفاع مقدس راهی جبههها شدند، در شرایطی دشوار و گاه در میان آتش و انفجار، مأموریت داشتند آنچه را در میدان میدیدند به مردم منتقل کنند. آنان در کنار رزمندگان حضور داشتند، عملیاتها را دنبال میکردند، با فرماندهان و نیروها گفتوگو میکردند و از زندگی و شهادت مردانی مینوشتند که در خط مقدم حضور داشتند.
در میان خبرنگاران آن سالها، سعید علامیان، خبرنگار وقت روزنامه جمهوری اسلامی، تجربهای متفاوت و قابل توجه دارد؛ خبرنگاری که علاوه بر حضور در جبههها، صفحه «جبهه و جنگ» را در روزنامه جمهوری اسلامی راهاندازی کرد و بعدها نیز بخش مهمی از فعالیت خود را به ثبت خاطرات و تاریخ شفاهی دفاع مقدس اختصاص داد.
خبرنگاری که جبهه را از نزدیک دید
علامیان فعالیت حرفهای خود را از فروردین ۱۳۶۰ در روزنامه جمهوری اسلامی آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۸ در آن روزنامه فعالیت کرد. در همان سالها، صفحه «جبهه و جنگ» را راهاندازی کرد و به عنوان خبرنگار در مناطق عملیاتی حضور یافت. اهمیت این تجربه در آن بود که خبرنگار جنگ صرفاً از پشت میز تحریریه درباره جنگ نمینوشت. برای تهیه گزارش، باید خود را به منطقه عملیاتی میرساند، فضای جبهه را میدید، با رزمندگان و فرماندهان گفتوگو میکرد و سپس روایت خود را به تحریریه میرساند.
علامیان بعدها نیز در حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس به فعالیت خود ادامه داد؛ مسیری که نشان میدهد تجربه روزنامهنگاری در سالهای جنگ، برای او تنها یک شغل مقطعی نبود، بلکه به روشی برای ثبت تاریخ و روایت انسانهای جنگ تبدیل شد.
از میدان نبرد تا صفحه روزنامه در گذر یک جنگ
یکی از دشواریهای کار خبرنگاران در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، فاصله میان میدان و تحریریه بود. خبرنگار باید خود را به منطقه عملیاتی میرساند، اطلاعات را جمعآوری میکرد و سپس در کوتاهترین زمان ممکن گزارش را به رسانه منتقل میکرد. در این میان، مسئله امنیت نیز اهمیت زیادی داشت. خبرنگار نمیتوانست هرآنچه را که در میدان میدید منتشر کند. اطلاعات مربوط به محل استقرار نیروها، زمان عملیات، تجهیزات و برنامههای نظامی میتوانست پیامدهای امنیتی داشته باشد.
بنابراین خبرنگار جنگ باید همزمان دو وظیفه را انجام میداد: اطلاعرسانی دقیق و رعایت ملاحظات امنیتی.
این شرایط باعث میشد خبرنگار جنگ علاوه بر مهارتهای روزنامهنگاری، نیازمند شناخت نسبی از فضای نظامی و شرایط عملیات نیز باشد.
روایت مستقیم؛ چیزی که خبرنگار را به میدان میکشاند
یکی از نکات مهم در دیدگاه سعید علامیان، اهمیت ارتباط مستقیم خبرنگار و نویسنده با مناطق عملیاتی است. او در سالهای بعد، در اظهارنظرهایی درباره، بر تأثیر این حضور در تولید آثار مربوط به دفاع مقدس تأکید کرده است. از این منظر، شناخت جنگ بدون دیدن میدان جنگ دشوار است. خبرنگاری که در منطقه عملیاتی حضور پیدا میکند، تنها یک حادثه نظامی را نمیبیند؛ او با محیط، آدمها، ترسها، امیدها، روابط میان رزمندگان و جزئیاتی مواجه میشود که از طریق گزارشهای رسمی قابل انتقال نیست. همین مشاهده مستقیم است که میتواند یک خبر کوتاه را به یک روایت ماندگار تبدیل کند. نظیر آنچه در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان رخ داد و روایتهای ماندگاری ثبت شد.
رزمندهای که در سنگر نشسته است، فرماندهای که پیش از عملیات تصمیمی سرنوشتساز میگیرد یا امدادگری که مجروحان را از خط مقدم منتقل میکند، هرکدام بخشی از داستان جنگ هستند. خبرنگار وظیفه دارد این صداها را بشنود. به همین دلیل، خبرنگار جنگ در واقع یک واسطه میان «حادثه» و «جامعه» است. او باید آنچه را در میدان اتفاق افتاده، به زبانی تبدیل کند که مخاطب بتواند آن را بفهمد و با آن ارتباط برقرار کند. در چنین شرایطی، خبرنگار نه فقط گزارشگر یک عملیات، بلکه شاهد زندگی انسانهایی است که جنگ را تجربه میکنند.
تجربه علامیان؛ پیوند خبرنگاری و تاریخ شفاهی
مسیر کاری سعید علامیان نشان میدهد که گزارشگری جنگ چگونه میتواند به تاریخ شفاهی پیوند بخورد. او پس از سالهای خبرنگاری، در حوزه تدوین خاطرات و ثبت تاریخ دفاع مقدس نیز فعال شد. یکی از نمونههای شاخص این فعالیت، کتاب «روایت زندگی حسن باقری» است؛ اثری که در آن از گفتوگو با شمار زیادی از فرماندهان، همرزمان و نزدیکان شهید حسن باقری و همچنین اسناد و گزارشهای مربوط به دوران جنگ استفاده شده است. این تجربه نشان میدهد که خبرنگارانی که در میدان حضور داشتند، در واقع بخشی از حافظه مکتوب جنگ را نیز شکل دادند. گزارشهایی که ممکن بود در زمان انتشار تنها یک خبر روزانه به نظر برسند، بعدها میتوانند به منابعی برای پژوهشگران و تاریخنگاران تبدیل شوند.
جنگ تمام میشود، اما روایت آن باقی میماند. برای همین است که نقش خبرنگاران در جنگ را باید فراتر از انتشار اخبار روزانه دید. آنان شاهدانی بودند و هستند که بخشی از وقایع را در لحظه ثبت کردند؛ زمانی که هنوز نتیجه بسیاری از حوادث مشخص نبود و هیچکس نمیدانست فردای آن روز چه اتفاقی خواهد افتاد. خبرنگار جنگ در کنار رزمنده، پزشک، امدادگر و عکاس، بخشی از منظومهای بود که واقعیت جنگ را ثبت میکرد. اگر رزمندگان جنگ را در میدان میجنگیدند، خبرنگاران تلاش میکردند روایت آن میدان را به خانههای مردم برسانند. تجربه سعید علامیان نیز نمونهای از همین نقش است؛ خبرنگاری که از سالهای جنگ در میدان حضور داشت، در روزنامه جمهوری اسلامی صفحه جبهه و جنگ را دنبال کرد و بعدها با استفاده از تجربه روزنامهنگاری، به ثبت خاطرات و تاریخ شفاهی دفاع مقدس پرداخت.
خبرنگار جنگ؛ بیشتر از یک انتقالدهنده خبر
نقش خبرنگار در جنگ را نمیتوان تنها در انتقال خبر عملیاتها خلاصه کرد. خبرنگار در میدان جنگ با واقعیتهایی روبهرو میشد یا میشود که بسیاری از مخاطبان هرگز امکان دیدن آنها را نداشتند و ندارند. خبرنگار باید از خط مقدم گزارش بگیرد، با رزمندهای که چند ساعت بعد ممکن است شهید شود گفتوگو کند، فضای یک سنگر را ببیند و به سراغ خانوادههایی برود که چشمانتظار خبری از عزیزانشان بودند و هستند. به همین دلیل، گزارش خبرنگار جنگ علاوه بر ارزش خبری، ارزش انسانی و تاریخی نیز دارد. بسیاری از جزئیاتی که امروز درباره زندگی روزمره رزمندگان، فضای جبههها، عملیاتها و حوادث جنگ میدانیم، در گزارشها، یادداشتها و گفتوگوهای خبرنگاران ثبت شده است.
ارزش کار خبرنگاران جنگ تنها در این نیست که چه خبری را در چه روزی منتشر کردند؛ اهمیت بزرگتر کار آنان در این است که بخشی از حافظه یک ملت را در لحظه وقوع حوادث ثبت کردند؛ حافظهای که امروز برای شناخت جنگ و انسانهای آن دوران، یک سرمایه تاریخی و روایی به شمار میرود.















































