دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا شاید هرگز تصور نمی کرد جنگ تحمیلی علیه ایران او را با چالشی جهانی روبرو کند و بر سر دوراهی تصمیم سخت برای بودن یا نبودن قرار گیرد.
این تاجر پیشه اگر چه به دلیل شخصیت ذاتی و اهل ریسک و قمار بودن همواره با دنیای دوراهی ها در کسب و کار مواجه بود و قدرت های پشت پرده امریکا هم به دلیل همین شخصیت و ویژگی ها، او را برای پیاده کردن سیاست های خود در تغییر معادلات قرن انتخاب کرده بودند، اما عالم سیاست متفاوت از بازار داد و ستدی است که این قمار باز با آن خو کرده بود.
اگر چه در ابن چند ماهه جنگ علیه ایران او توانست تا حدودی با لفاظی های و توییت های رسانه ای و ایجاد فضای غیر واقعی بر افکار عمومی بویژه بازار نفت تاثر بگذارد اما اینک در آستانه انتخابات داخلی آمریکا شرایط برای او و حزب حامی اش که در مقابل دموکرات ها از دست بالایی در کنگره و مجلس بر خوردار هستند، خود را برای یک تغییر بزرگ و بسیار حیاتی با توجه به ریزش محبوبیت ترامپ در افکار عمومی آماده می کند، متفاوت شده است.
وی از یک سو به دلیل طولانی شدن جنگ و هزینه های بالای آن در مقابل چالش های افزایش قیمت انرژی در داخل آمریکا و بر هم خوردن توازن منطقه ای و کمبود های ایجاد شده در بازارهای جهانی و در دیگرسو با پیشروی و مقاومت ایران و رونمایی از ابزارهای دفاعی و تهاجمی جدید به همراه تاکتیک های ابن کشور مقابل تجاوزها و بستن تنگه هرمز عملا در چالشی جدی به دلیل عدم پاسخگویی مقابل هیات حاکمه و افکار عمومی آمریکا و فرو ریختن هژمونی و هیبت این کشور برای ایستادن در سراشیبی سقوط در افتاده است.
آمریکای ترامپ اکنون در دوراهی سختی بین ادامه یا پایان دادن جنگ با ایران قرار دارد که در هر دو مورد باید پاسخگو و هزیته سنگینی بپردازد هر چند که این جنگ تحمیلی علاوه بر همپیمانانش برای ایران هم گران تمام شده است اما موجب زایش و رونمایی از قدرتی جدید در منطقه و تغییر معادلات امنیتی و روابط بین الملل شده است بویژه ابن جنگ نشان داد که یک جانبه گرایی آمریکا کارکرد میدانی خود را برغم تمامی تحمیل ها بر جهان از دست داده است و عصر حاضر وارد دوران جدیدی خواهد شد که ایران به عنوان بازیگری منطقه ای توان بازی در میدان تغییرات بزرگتر را دارد!
- نویسنده : یونس رنجکش


















































