جنگ تحمیلی و حمله نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران جدا از تلفات و خساراتی را که در منطقه بر جای گذاشت، نتایج بسیاری را هم برای کشورهای این حوزه بویژه عربی داشت که مهمترین آن شکنندگی آنها در مقابل تهدیداتی است که با آن روبرو هستند.
این کشورها به دلیل ضعف های مختلف امنیتی، بیش از آنکه متکی بر دکترین دفاعی و قدرت بازدارندگی خود باشند با تکیه بر درآمدهای منابع نفتی اقدام به وابستگی های نظامی با بستن پیمان های همکاری با کشورها و قدرت های فرا منطقه ای نموده اند که این امر پاشنه آشیل امنیت ملی آنها شده است.
آنچه در جنگ تحمیلی جدید علیه ایران نمایان شد، شکنندگی امنیت اجاره ای کشورهای عربی منطقه خلیج فارس است که با موافقت در ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا در حوزه جغرافیای سرزمینی خود و گره خوردگی و قرار گرفتن در سایه این پایگاهها و در پیوند آغشتگی با امنیت انها بیش از آنکه در سپر دفاعی آنها قرار گیرند و از تهدیدات دور نگهداشته شوند، خود به نقطه کانونی هدف تبدیل شدند که علاوه بر وارد آمدن خسارات بر این کشورها، سهم قابل توجهی از فرصت های سرمایه گذاری را نیز که نا پیش از این به عنوان بهشت سرمایه گذاری در جهان شناخته می شدند به دلیل نا امن شدن منطقه از دست داده اند و ریزش بازارهای سرمایه در این کشورها به خوبی گواه این شکنندگی است.
این کشورها که بیشتر باید با عنوان کشورک خوانده شوند با اشتباه محاسبات راهبردی و استراتژیک در تامین امنیت و وابسته کردن خود به تجهیزات و پیمان همکاری های نظامی با کشورهای فرامنطقه ای غربی و آمریکا، بیش از آنکه امنیت آنها تامین شود، تامین کننده امنیت پایگاههای نظامی کشور های طرف توافق هستند و با هزینه کرده های چند هزار میلیارد دلاری چندان از منافع این پیمان ها آنچه در این جنگ نمایان شد بهره ای نبرده اند.
این جنگ نشان داد که پایگاههای نظامی آمریکا در مقابل حمله موشک های ایرانی بیش از آنکه به دنبال تامین امنیت کشورهای میزبان باشند به دنبال حفظ جایگاه خود در دفع آسیب و حملات بوده آن دو قدرت بازدارندگی در حفاظت از کشور میزبان را ندارند که خسارات وارده بر آنها هم نشان داد آسیب پذیری این پایگاهها بیش از تبلیغات ارائه شده می باشد.
جنگ منطقه ای ایجاد شده به واسطه تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران نشان داد تامین امنیت منطقه جز با همکاری کشورهای منطقه امکانپذیر نیست که در یک هم افزایی استراتژیک به خوبی قابل اجرا است و هر کشور به میزان سهم وزن ژئو پلتیکی و برنامه و داشته های نظامی و دفاعی خود می تواند در تامین نظم و امنیت منطقه ای بهره مند و از منافع آن سود ببرد.
با توجه به تجربه ایجاد شده بهترین امکان باز آفرینی قدرت جدید با اتکا به همکاری های راهبردی کشورهای واقع در حوزه خلیج فارس و خروج قدرت های مدعی خارجی از منطقه است که در غیر اینصورت در بروز اختلاف و جنگ بین همسایگان بازنده نهایی کشوری است که در سایه امنیت اجاره ای قرار دارد زیرا به دلیل دور بودن منافع کشورهای فرا منطقه ای از میدان درگیری ها هزینه کشور های میزبان بین از منافع پیش بینی شده است.
















































