«عباس سلیمینمین» در تحلیل چرایی گزافهگویی اخیر مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا به ایرنا گفت: «ایران هراسی» از سوی مقامهای آمریکایی موضوع جدیدی نیست؛ این مساله هم در پرونده هستهای و هم در تقابل تمدنی به شکلی مستمر دنبال میشود.
«ایران هراسی» از سوی مقامهای آمریکایی هم در پرونده هستهای و هم در تقابل تمدنی به شکلی مستمر دنبال میشود
وی افزود: نکته قابلتامل اینجاست که وقتی غرب در مواجهه با ایران به ابزارهایی نظیر «نژادپرستی»، که مورد نفرت مردم جهان است، متوسل میشود، این رویه نشاندهنده ضعف جدی آنها در عرصه تمدنی است. مبانی فکری غرب بر پایه نژادپرستی بنا شده و این در حالی است که ایران به لحاظ تمدنی، دست پری دارد و حتی رقبای غربی نیز به این حقیقت اذعان دارند. اگر روند سلطه غرب طی دهههای گذشته بر کشور ما حاکم نبود، امروز در مواجهه با غرب، در عرصه فکر و تمدن، دست بسیار بالاتری داشتیم.
غرب نگران «قدرت تمدنی» ایران است
این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه آنچه امروز تحت عنوان نگرانی غرب مطرح میشود، در حقیقت نگرانی آنها از قدرت تمدنی ما است، گفت: قدرتهای سلطهگر برای دههها با تحقیر ما سعی کردند حس عدم باور به توانمندیهایمان را در ما ایجاد کنند و تا جائی که توانستند خودباوری در کشور را لگد مال کنند تا هرگز احساس نکنیم قدرت تولید در عرصههای «سختافزاری» و «نرمافزاری» را داریم اما خوشبختانه جهشهای سیاسی در ایران موجب شد تا توجه جدی به «خویشتن خویش» داشته باشیم.
تقابل اصلی غرب با ایران، بر سر مسائلی نظیر داشتن یا نداشتن موشک نیست؛ قدرت واقعی ایران در توانایی اقناعگری ملتها نهفته استسلیمی نمین تاکید کرد: امروز تقابل اصلی غرب با ایران، بر سر مسائلی نظیر داشتن یا نداشتن موشک نیست؛ این ادعاها سطحیتر از آن است که ماهیت اصلی منازعه را پوشش دهد. قدرت واقعی ایران در توانایی اقناعگری و همراه ساختن ملتها با حقانیت راه خود نهفته است ایران دارای اندیشهای است که قدرت اقناع و همراهسازی دارد. بنابراین، بحث بر سر «قدرت تخریبی» نیست، بلکه «قدرت نرم» در ایران تعیینکننده است.
غرب میخواهند با توسل به «قدرت سخت» خود «قدرت نرم» ایران را از بین ببرد
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با اشاره به خطای معرفتی مقامهای غربی نسبت به مردم ایران اظهار داشت: البته غربیها تصور میکنند با توسل به «قدرت سخت»، میتوانند «قدرت نرم» ایران و بازگشت ملت ما به توانمندیهای فرهنگیاش را از بین ببرند؛ امری که هرگز محقق نخواهد شد. ملت ایران سالهاست که بر قابلیتهای فرهنگی خود تمرکز کرده و به این خودباوری رسیده که از نظر فکری و توانمندی، در سطحی پایینتر از غرب نیست.
وی ادامه داد: متأسفانه، غربیها با بهرهگیری از برخی عوامل بومی، سالها ملت ایران – از نخبگان تا عموم – را تحقیر کردند. اما امروز شاهد تحولی هستیم که ظواهر آن در عرصههای علمی و تولیدی (سختافزار و نرمافزار) بهوضوح دیده میشود. ما گامهای بلندی برداشتهایم و همین رشد سریع، مایه نگرانی آنهاست؛ دعوایی که غرب راه انداخته، در واقع پوششی برای نگرانی از همین رشد سریع و همهجانبه است. ملتی که به توانمندیهای ذاتی خود رسیده و میداند دارای قدرت است، چرا باید برای آنچه خود دارد، دست تکدی بهسوی دیگران دراز کند؟!
دعوایی که غرب راه انداخته، در واقع پوششی برای نگرانی از رشد سریع و همهجانبه در ایران استسلیمی نمین در واکنش به ادعای خلاف واقع ترامپ درباره احتمال حمله ایران به شهرهای «لسآنجلس» و «ساندیگو» گفت: ادعای حمله موشکی ایران به شهرهای آمریکا، در حالی مطرح میشود که ما در دکترین دفاعی خود هرگز در استفاده از قدرت سخت خود پیشتاز نبودیم و صرفا به برخوردهای سخت پاسخ دادهایم. اعلام هم کردیم که خواهان این نیستیم در این عرصه پیشتاز باشیم. اگر تعرضی به ما نشود به دنبال تعرض به دیگران نیستیم.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: اگر ترامپ دست از اقدامات نظامی بر میداشت و این جنایات را مرتکب نمیشد، ما واکنش نشان نمیدادیم. البته در واکنش به تعرضهای آنها از توانمندی خود بهره گرفتیم تا جایی که تعرض را متوقف کنیم.
ایران توانمندیهای خود را تقویت میکند تا دشمن را از ضربه زدن باز دارد
وی تاکید کرد: اگر ترامپ نگران است، تعرض خود را به ایران پایان دهد و اقدامات ضد ایرانی انجام ندهد؛ طبیعتا ایران هم مقابله به مثل نخواهد داشت. ایران توانمندیهای خود را تقویت میکند تا بتواند، دشمن را از ضربه زدن به ملت ایران بازدارد.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در پاسخ به این پرسش که راهبرد ایران در برابر روایت روبیو چه باید باشد؟ بازخوانی مستند تاریخ، دیپلماسی فرهنگی، گفتوگو با افکار عمومی غرب یا ترکیبی از این ابزارها؟ اظهار داشت: ترکیبی از تمام این ابزارها را باید افزایش دهیم؛ به گونهای که هم ارتباطات خودمان را با ملتها افزایش دهیم و هم در زمینه اقناع در سطح داخل کشور تلاش جدی کنیم زیرا قانعسازی ملت ایران برای مقاومت بیشتر در برابر زورگوییهای غرب، یکی از بحثهای مهم است.
ملتها روزبهروز به این جمعبندی میرسند که تنها راه مواجهه با زورگوییهای آمریکا و جهان سرمایهداری، «مقاومت» استسلیمی نمین ادامه داد: باید بر اساس تجربیات تاریخی و بر اساس ارزیابیهایی که از غرب داریم، ملت خودمان را به این جمعبندی برسیم که تنها راه متوقفسازی زورگویی غربیها، مقاومت است. خوشبختانه روند شکلگیری این مساله بسیار خوب است؛ یعنی ملتها روزبهروز به این جمعبندی میرسند که تنها راه مواجهه با زورگوییهای آمریکا و در مجموع جهان سرمایهداری، «مقاومت» است؛ مقاومتی که میتواند قدرت آنها را تقویت کند و زیادهخواهان جهان را از تعرض به ملتها بازدارد. بنابراین باید در همه ابعاد فکری، سیاسی و نظامی کار کنیم تا بتوانیم یک «قدرت قوی» در برابر جبهه مقابل ایجاد کنیم.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا باعث برملا شدن نیات شوم آمریکا نمیشود و موجب همگرایی ایرانیان داخل و خارج را فراهم نمیآورد؟ گفت: بله همینطور است، در ابتدای تعرض به ایران آنها مدعی بودند که ما با دولت ایران کار داریم و میخواهیم حاکمیت را سرنگون کنیم اما با ملت ایران کاری نداریم و قصد کمک به آنها را داریم. اما واقعیت این است که وقتی آمریکاییها و صهیونیستها حملات خود را به ایران آغاز کردند و هیچگونه همراهی از جانب ملت ایران ندیدند، بنابراین کینه اصلی را نسبت به مردم ایران را در دل پروراندند.
وقتی آمریکاییها و صهیونیستها به ایران حمله کردند، همراهی از جانب ملت ایران ندیدند بنابراین کینه اصلی را نسبت به مردم ایران را در دل پروراندندسلیمی نمین تاکید کرد: آنها سال گذشته با ادعای کمک به ملت ایران از طریق نابودی نظام سیاسی دست به ظاهرسازی زدند اما تجربه تاریخی ما، بهویژه در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله، اجازه نداد دشمنان به هدف خود برسند زیرا در آن هشت سال، آمریکا، آلمان، فرانسه و انگلیس با تجهیز صدام به سلاحهای شیمیایی و تسلیحات پیشرفته، عملاً این ابزارها را علیه ملت ایران به کار گرفته بودند.
مشکل اساسی غرب با ایران، عدم همسویی ملت ایران با بیگانگان است
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران اظهار داشت: در جنگ رمضان به علت همین عدم همراهی، دشمنان بلافاصله ضربات خود را متوجه زیرساختهای حیاتی کشور کردند؛ از مناطق مسکونی، ورزشگاهها و مدارس گرفته تا مراکز پالایش گاز و تصفیه آب. این اقدامات نشان میدهد که هدف مستقیم آنها «ملت ایران» است. مشکل اساسی غرب با ایران این است که چرا ملت ایران در برابر حملات خارجی، با آنها همسو نمیشود، بلکه برعکس، در برابر دشمن بیرونی متحد شده و ایستادگی میکند. بنابراین طبیعی است که نوعی ناراحتی از مردم ایران در اظهارات مقامهای آمریکایی دیده میشود.
این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: مقامات آمریکایی تصور میکردند اگر به ایران حمله کنند، ملت ایران به استقبال آنها خواهد رفت و هورا خواهد کشید؛ تصوری که متأسفانه توسط برخی افراد بیهویت در غرب و «ایراننماهای» نوکرصفت ایجاد شد؛ کسانی که برای دستیابی به قدرت، حاضر هستند هر خفتی را بر ملت ایران تحمیل کنند.
وی افزود: وجود چنین پدیدهای در اروپا و آمریکا، تصور غلطی از ایران در ذهن دولتمردان غربی ایجاد کرده است؛ گویی آنها تصور میکردند ملت ایران نیز همچون سلطنتطلبهای بیهویت، برای آمریکاییها و صهیونیستها فرش قرمز پهن میکنند. وقتی این تصور با واقعیت رفتار ملت ایران (که برخلاف ارزیابی غربیها عمل کردند) روبهرو شد، طبیعی بود که کینه جهان سرمایهداری نسبت به ملت ایران افزایش چشمگیری پیدا کند.
دعوای تمدنی با غرب ریشههای تاریخی دارد و امروز هم در برخی مقاطع این کینه و نفرت نسبت به ایران بهوضوح دیده میشودسلیمی نمین با بیان اینکه این دشمنی سابقه طولانی دارد؛ اظهار داشت: زمانی که انگلیسیها به ایران حمله کردند و قراردادهای استعماری را تحمیل کردند، ملت ایران با مقاومتی که از خود نشان داد، شکست بارزی بر آنها تحمیل کرد. این سابقه تاریخی، متقابلا انگلیسیها را واداشت تا با کودتا، فردی لاابالی به اسم رضاخان را روی کار بیاورند؛ اقدامی که بزرگترین تحقیر را برای ملت ایران به همراه داشت. بنابراین این دعوای تمدنی با غرب، ریشههای تاریخی دارد و امروز هم در برخی مقاطع، این کینه و نفرت نسبت به ایران بهوضوح دیده میشود.
باستانگرایی پهلویچیها امری «میان تهی» بود
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در ارزیابی علت سکوت هواداران پهلوی – که مدعی تعلق خاطر به تاریخ و هویت ایران باستان هستند – در برابر اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا گفت: باستانگرایی مورد ادعای پهلویها امری «میان تهی» بود. اگر آنها واقعا به تاریخ باستان ایران احترام میگذاشتند، چرا تاریخ تمدنی ما را از ۸ هزار سال به ۲۵۰۰ سال تقلیل دادند؟ از هر کسی که اندک اطلاعات تاریخی داشته باشد سؤال کنید، میداند که تاریخ تمدنی ما به بیش از ۸ هزار سال برمیگردد.
اگر پهلویها واقعا به تاریخ باستان ایران احترام میگذاشتند، چرا تاریخ تمدنی ما را از ۸ هزار سال به ۲۵۰۰ سال تقلیل دادند؟
این پژوهشگر تاریخ افزود: آثار نفیس باستانی کشفشده، نشاندهنده سبک زندگی و تمدن غنی ملت ایران در گذشته است. آنچه در دوران پهلوی مطرح میشد، امری ظاهرسازانه بود؛ چرا که اگر به تمدن ایران باور داشتند، باید به تمدنهای بسیار برجستهتر پیش از هخامنشیان نیز توجه میکردند نه اینکه همگی را نادیده بگیرند و صرفا آن را به تاریخ ۲۵۰۰ ساله آن هم تاریخ مجهول فروبکاهند.
سلیمی نمین اظهار داشت: حتی میتوان گفت پهلویها سناریوی خاصی را در زمینه تاریخ باستان دنبال میکردند، نه به دلیل احترام به تمدن ایران بلکه با هدف تطهیر مباحث مربوط به یهودیان در تاریخ باستان ایران بود. دورانی که یهودیان در بابل آزاد شدند و به فلات ایران آمدند برخی از آنها یعنی اشرافیت یهود دست به فتنهگریهایی زدند که بحث آن بسیار مفصل است. بنابراین آنچه پهلویها بیان میکردند، تجلیل از ملت ایران نبود بلکه تجلیل از اشرافیت یهود بود.
وی ادامه داد: این نوع نگاه، به هیچ وجه تجلیل از تمدن ایران نبود. این رویکرد وقتی غرب به آنها دستور میداد بخشی از خاک ایران را ببخشند، بهراحتی این کار را انجام میدادند؛ کاملا اثبات شد. آنها هیچ احساس تعلقی به ایران نداشتند و برابر زورگوییهایی همچون جدایی بحرین، دشت ناامید و سایر بخشهای سرزمینی که با دستور انگلیسیها و آمریکاییها از ایران جدا شد، کاری نکردند.
حکومت پهلوی خود را زائدهای از غرب میدانست و برای ایران واقعی اهمیت چندانی قائل نبودپهلویها اگر به ملیت اعتقاد داشتند، هرگز زیر بار جدایی بحرین نمیرفتند
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با تاکید بر اینکه در تاریخ نه تنها هیچ مقاومتی از جانب پهلویها در برابر بیگانگان به ثبت نرسیده، بلکه شاهد همراهی جدی آنها برای جدا کردن بخشهایی از خاک ایران بودهایم، گفت: اگر آنها به ملیت اعتقاد داشتند، هرگز نباید زیر بار جدایی بحرین و سایر بخشهای کشور میرفتند. بخشش بخشی از خاک ایران به ترکیه، عراق و افغانستان، دلالت بر این دارد که سلطنتطلبها به هیچ وجه به «ایرانیت» قائل نبودند؛ بلکه به «نوکرصفت» بودن و تکدی گری در برابر غرب باور داشتند.
سلیمی نمین با بیان اینکه حکومت پهلوی خود را زائدهای از غرب میدانست و برای ایران واقعی اهمیت چندانی قائل نبود، تصریح کرد: هر اقدامی هم انجام میدادند، برای رضایت غرب بود نه ملت ایران. بنابراین، امروز هم این مساله کاملا روشن است که چرا در برابر توهین به تاریخ و تمدن ایران، سلطنتطلبها هیچ حساسیتی از خود بروز نمیدهند زیرا در گذشته نیز وقتی غربیها بر ایران مسلط شدند و این جریان را روی کار آوردند، آنها در برابر اقدامات ضدایرانی انگلیس و آمریکا، هیچ مقاومتی نشان ندادند.


















































